
کار کردن تو ایران بلاگ خیلی سخته٬ دیر بالا میاد و زیاد اذیت میکنه برای یه لینک کردن تو وبلاگ آدم باید هفت خان رستم رو طی کنه تا اینکه بتونه کد لینک باکس رو سر جاش کپی کنه و خیلی مشکلات دیگه٬ یه حسنش هم آپلود عکس تو خود سایت ایران بلاگ بود که چیز جالبیه.
ولی دیگه کارد به استخونم رسید و میخوام وبلاگ نویسی تو اینجا رو بیخیال شم٬ با اینکه مدت کمی تو این وبلاگ کار کردم ولی دل کندن ازش سخته.
نمیدونم شاید برگردم برای همین میذارم بمونه شاید هم دفتر خاطراتش کردم
فکر کنم تو چند تا پستی که تا حالا داشتم کار مثبتی نکردم برای همین ولش میکنم
خدا حافظ
این آدرس جدید غروب آفتاب تو بلاگفاستhttp://sunsetboy.blogfa.com
دوست داشتین اونجا به دیدنم بیاید
چشمم از اشك پر ومشك من از آب تهيست 
جگرم غرقه به خون و تنم از تاب تهيست
دل من ميبرد آبي كه از اين مشك چكد
كشتيم غرقه به آبي كه زگرداب تهيست
به روي اسب قيامم به روي خاك سجود
اين نماز ره عشق است زآداب تهيست
دست و مشك و علمم لازمه هر سقاست
دست عباس تو از اين همه اسباب تهيست
مشك هم اشك به بي دستي من ميريزد
بي سبب نيست كه مشك من از آب تهيست
در شگفتم از مردمی که در زیر شلاق ظلم و ستم بر حسینی میگریند که آزاد زیست
دکتر علی شریعتی 
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست و در نماز پایان.
شاید این بدان معنا باشد که پایان نماز آغاز یک دیدار است.
دکترعلی شریعتی 
تحمل غم غروب خورشيد به اميد طلوع فردا امكان پذير است.
واي اگر غروب خورشيد در پسش طلوعي نباشد.
دكتر علي شريعتي:
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نميدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش
و او يكريز پي در پي دم گرم خويش را در گلويم شخت بفشاند
و خواب خفتكان خوفته را آشفته سازد
بدينسان بشكند سكوت مرگبارم را


